عماد الدين حسن بن علي الطبري ( مترجم : عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى )
68
اخبار و احاديث و حكايات در فضائل اهل بيت ( ع ) ( فارسي )
فساعةً ميگفت : نَفِّذُوا جَيْشَ اُسامَة . حال صحابه اين است كه به سمع مبارك تو رسيد . قومي كه مخالفت رسول كنند حالِ حَيَاتِه ، چگونه رعايت ايشان و حفظ رسول در ايشان واجب بود . بلي ، هر كه حافظ كلام رسول بود و امر و نهي او و احترام او كردن و رضوان به وي فرستادن ، بلكه صلوات بر وي دادن ، چون اميرالمؤمنين علي و ساير بني هاشم و ابوذر و سلمان و تَبَع ايشان از جمله واجبات ديني است ، و مراد رسول صلّى الله عليه وآله خود اين طايفه بودند ، و دليل بر اين حديث رسول صلّى الله عليه وآله كه قضاعي ايراد كرده است : لايزال طائفةٌ مِن امّتي عَلَي الحقّ ظاهرين حتي يأتي أمر اللّه ، [ مسند احمد : 4 / 369 ] يعني : پيغمبر فرمود كه : هميشه طايفه [ اى ] از امّت من بر حق باشند ، و حق را ظاهر كنند تا آن زمان كه امر حق تعالي درآيد ، و نگفت كه : كلّ أمتي ، يعني : همه امّت من . بلكه گفت : طايفهاي ، و طايفه به زعم خصم عدد قلّت را متناوب [ كذا : شايد : متناسب ] است ، و اين كلمه ايشان را در باب قبول وصحّت عمل به أخبار آحاد به كار بيايد و مهم بود . پس آن جمع قليل بنيهاشم بودند و هفده تن از اجانب و باقي سي و سه هزار را طايفه نتوان گفتن . و ابن قتيبه كه از علماي اهل سنّت است در كتاب خود آورده كه : چون رسول از دنيا بيرون شد ، علي با بنوهاشم و هفده تن از اكابر صحابه رافضي شدند و حصر ايشان بكرد كه ابوذر و سلمان و عمّار ياسر و مقداد أسود و جابر عبداللّه انصاري و ابو ايّوب انصاري و عبداللّه عبّاس و ابوالهيثم بن تيّهان وعبداللّه مسعود و سعد بن عباده خزرجي و محمّد بن ابي بكر تا آخر هفده تن چه بزرگ شخصي باشد كه علي را با اين طايفه كه هر يكي چراغي ، بلكه شمعي بودند در اسلام به رافضي خواند ؟ اين است اعتقاد كه شنيدي ؛ لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ ( يوسف : 111 ) . و نيز اگر اين حديث صحيح بودي ، عثمان ، ابوذر غفاري را از شهر نَبِراندي با ربذه ، و عمّار ياسر را چندان نَبِزدي كه غشش رسيد تا نماز پيشين و ديگر و